العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

11

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

اينكه در حقيقت خود آنها جنبشى نداشتند و درونشان جيوه بوده و چون در برابر خورشيد گرم شده بالا جهيدند و او گمان برده كه خودشان ميشتابند و همانا كارشان جادو بوده و جادو پيروز نشود در هر جا باشد زيرا در برابر حقيقت نابود است . و در تفسير « وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا » در ( ج 10 ص 341 ) گفته : يعنى البته نزديك است آنان كه كافر شدند تو را بكشند و نابود سازند ، از ابن عباس است كه آن را چنين قرائت ميكرده « يقتلونك و يهلكونك » كلبى گفته : يعنى تو را بر خاك افكنند ، و از سدّيست كه يعنى تو را چشم زنند ، و مقصود همان چشم زدنست جز جبّائى كه چشم زدن را نپذيرفته و رمانى گفته : سخنش درست نيست ، زيرا مانعى ندارد كه اين كار از خدا باشد براى يك مصلحتى ، چون مفسرين بر آن اجماع دارند و عقلا هم آن را روا دارند . و گفته‌اند يك شور چشم آنها چون قصد چشم زدن چيزى را داشت 3 روز گرسنه ميماند و سپس آن را ميستود و به خاك ميافكند چه كه ميگفت : امروز بمانند اين گوسفند يا اين شتر يا فلانه چيز نديدم ، و چون خواستند پيغمبر را هم چشم زنند چنين گفتند ، از فرّاء و زجاج است . و گفتند : مقصود آيه اينست كه چون قرآن ميخوانى و بيگانه‌پرستى دعوت ميكنى با ديده دشمنى و خشم و انكار بر تو نيز نگرند و نزديك است تو را با تيزى ديدار به خاك افكنند و از جايت بركنند ، و اين تعبير در سخن به كار ميرود و از زجاج نقل شده . و چون قرآن را شنودند ميگويند او ديوانه است با اينكه قرآن جز شرف نيست براى همه جهانيان تا روز قيامت يا يادآور آنانست ، حسن گفته داروى چشم زخم خواندن اين آيه است - پايان - و در باره نزول سوره فلق گفته : لبيد بن اعصم يهودى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم را جادو كرد و آن را در چاه بنى رزيق دفن كرد و پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بيمار شد و در اين ميانه كه خواب بود دو فرشته آمدند يكى بالاى سرش نشست و ديگرى نزد پاهايش